حسن حسن زاده آملى
404
ده رساله فارسى (فارسى)
بيوگرافى دانشمندان ياد شده به خوبى آگاهند بدانچه نگاشته آمده است اكتفا شده است جز اينكه طبيب هروى ( محمد بن يوسف ) در كتاب بسيار مفيد بحر الجواهر در لغت طب از جالينوس ياد شده چند سطرى ذكر كرده است كه هم طبيب را به كار آيد و هم ديگران را نقل آن را - هر چند كه خارج از موضوع مقاله و جمله معترضه است - مغتنم مىدانيم : جالينوس از جمله هشت طبيب كه مرجع و مآب و رؤوس ارباب صناعت طب بودند يكى او بود . وى ختم اطباى كبار بود و در علم طب چهار صد كتاب تصنيف كرد و زنى را كه در علم طب مهارتى داشت خصوصا در معالجه زنان دريافت و از او ادويه بسيار قليل الوجود بدست آورد و بعد از آن به جانب مصر سفر كرد و مدتى از براى تحصيل عقاقير در آنجا اقامت كرد . از سخنان اوست : شرف نفس انسان را بدان توان شناخت كه از ملابست اعمال دون و مزاولت امور حقير اجتناب نمايد و پيوسته خاطر وى به عظائم امور مقصور باشد . و چنين استماع افتاده كه وى را در آخر عمر اسهالى شد و مدتى مديد هر چند در معالجت خود جدوجهد نمود آن مرض بيشتر مىشد مردم طعن بسيار مىكردند كه با وجود كمال در معالجت امراض خصوصا در اين مرض عجب درمانده است . آخر الامر از طعن مردم به تنگ آمد و ايشان را بخواند و فرمود كه خمى بيارند و پرآب كنند و اندك داروى بر آن آب زد و بعد از آن فرمود تا آن را بشكستند آن آب بسته شده بود ، فرمود كه از اين دارو بسيار خوردهام اصلا نفع نكرد بدانيد كه علم و تجربه در حين قضاى حق تعالى به امرى هيچنفع نمىدهد . « 1 »
--> ( 1 ) . بحر الجواهر ، ص 97 - 98 ، ط سنگى .